اگر من بودم
برای هر جایگاه میگوییم واقعاً چه اختیاری دارد، امروز چه پرسشی روی میزش است، و اگر هوش مصنوعی جای او بود چه تصمیمی میگرفت. بعد نتیجهٔ خوب، نتیجهٔ بد و «اگر و اما»ها را نشان میدهیم. موضوع جایگاه است، نه شخص.
- ایرانِ یکپارچه
- ایرانِ قدرتمندتر
- قدرت اول منطقه
رهبری و شورای امنیت
به شورای عالی امنیت ملی اختیار روشن و مهلتدار میدادم تا یک توافق گامبهگامِ همزمان را نهایی کند، و چارچوب آن را به مردم میگفتم.
یک متن و یک صدا: جدولِ «گام در برابر گام» مینوشتم و فقط یک نفر را سخنگوی آن میکردم.
دولت
اصلاحیهٔ بودجهٔ جنگ میدادم: خرجهای غیرضروری را میبستم و پولش را مستقیم به سفرهٔ خانوادههای کمدرآمد میرساندم.
بهجای دعوای «اول تو»، یک «روز صفر مشترک» پیشنهاد میدادم: در همان روز ایران راه کشتیهای تجاری را باز میکند و آمریکا اجرای محاصره را نگه میدارد؛ بقیهٔ بندها در سی روز.
فاصلهٔ دو نرخ را با برنامهای که از پیش اعلام میشود کم میکردم، و همزمان قرضدادن به دولت و بانکهای ناسالم را میبستم.
یک «قاعدهٔ مالی زمان جنگ» میگذاشتم: سقف برای کسری، و انتشار فهرست همهٔ معافیتهای مالیاتی و ردیفهای بودجه.
کمکردن تولید را با برنامه انجام میدادم تا چاهها آسیب نبینند، و کسری بنزین را با مدیریت مصرف میبستم، نه با واردات.
خاموشی را از حالت ناگهانی درمیآوردم: جدولِ از پیش اعلامشده و برابر برای همه، و تعمیر نیروگاهها پیش از اوج مصرفِ بعدی.
یک گام فنیِ کوچک ولی سنجیدنی پیشنهاد میدادم: حسابرسی مواد در یک جای مشخص، در برابر اینکه در شورای امنیت اقدام تازهای نشود.
مجلس
قوهٔ قضاییه
نیروهای مسلح
اولویت اول را حفاظت از مردم و زیرساخت حیاتی میگذاشتم: برق، آب، سوخت و بیمارستان. و از راه میانجی یک خط تماس اضطراری میخواستم تا حادثهٔ ناخواسته در دریا به جنگ تازه نرسد.
در روزهای مذاکره «خویشتنداریِ اعلامشده در دریا» را اجرا میکردم: هیچ اقدامی علیه کشتی تجاری، و گفتنِ علنیِ آن.
یگانهای مهندسی را برای بازکردن راهها و ساختن پل موقت میفرستادم، و پدافند را اول دور جاهایی میچیدم که زندگی مردم به آن بسته است.